عبد الجليل قزوينى رازى

567

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

و امّا آنچه گفته است كه : « سيصد سال است كه امام نصب نكرده است » بخلاف آنست كه گفته است ، امام آفريده است بارى تعالى و نصب كرده ، و مكلّفان را بوجود او اعلام كرده و چون ظاهر نيست حوالت نقصان آن عايدست بمكلّفانى كه او را منكراند و معرفت او بحاصل نكرده‌اند و مثال مسأله يكى اينست كه : بارى تعالى چون همهء كفّار عالم را تكاليف عقلى و شرعى كرده است آنچه آلت است ايشان را بداده است در باب تكليف چون عقل و دگر آلت ، چون كفّار استعمال عقل نكنند و عقل و دگر آلت در معاصى و كفر خرج و صرف كنند اين عجز عايد نباشد بخداى و نه بعقل و آلت ؛ عايد باشد بكفّار ؛ كذلك درين مسأله ، چون خداى تعالى امام بيافريد و نصب كرد و امام اختيار عصمت كرد منع او از تصرّف از كثرت اعدا و تقصير مكلّفان باشد اين نقصان و عجز نه عايد باشد بخداى تعالى ، و نه به امام عليه السّلام ، عايد باشد بمكلّفان « 1 » ، و آنچه ممنوع است « 2 » از تصرّف ؛ بسى از انبيا عليهم السّلام بوده‌اند كه ممنوع بوده‌اند از تصرّف ، و منع از تصرّف چون نقصان نبوّت نكند كه درجهء اكبرست نقصان امامت هم نكند كه درجهء كمترست ، اينست جواب اين شبهات بر سبيل اختصار ؛ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ . آنگه گفته است : « فضيحت سى و دوم - رافضى تحيّات با بزرگى خطرش نخواند و بجاى آن چيزهاى دگر خواند » . اما جواب اين دعوى بدروغ آنست كه كتب فقهى اماميّه - كثّر اللّه عددهم - بر بايد گرفتن و تحيّات بديدن و به خواندن تا معلوم شود كه تحيّات خوانند و بجاى تحيّات هيچ دگر نخوانند و روا ندارند خواندن ، و گر كلماتى زيادت و نقصان در

--> ( 1 ) - اين كلام محصل استدلال معروف شيعه است بر اعتراض عامه كه امام غايب چه فايده دارد ؟ و جواب علماى شيعه - رضوان اللّه عليهم - از قبيل مفيد و علم الهدى و شيخ الطايفه و ساير بزرگان همانست كه خواجه طوسى ( ره ) به اين عبارت نقل مىكند : « وجوده لطف ، و تصرفه لطف آخر ، و عدمه منا » و متكلمان شيعه خلفا عن سلف با مضمون اين عبارت بدفع اعتراض مخالفان مىپرداخته‌اند چنان كه در كتب‌شان مذكور است فمن أراده فليراجعها . مناسب است در اينجا استدلال بر وجود امام عليه السّلام بر وجهى كه مورد قبول همهء مسلمانان است رجوع شود بتعليقهء 205 . ( 2 ) - ن : « و آنچه امام ممنوع است » .